اخرا کافه‌ای است که برای کافه‌دوستان و کافه‌گردها نام آشنایی است. کافه‌ای که حالا هفت سالگی خود را پشت‌سر گذاشته است. سال‌های اول کافه توسط آویده امیری‌نیا و صفا صالحی تاسیس شد و حالا بیشتر، این کافه توسط خانم آویده و به قول خودش دوست و همراه همیشگی‌شان خانم شیرین‌خلف‌بیگی اداره می‌شود. در یک روز تعطیل سراغ اخرا رفتیم و در همان صندلی کنار پنجره با موسس کافه به گفتگو نشستیم تا از اخرا و ایده تاسیس آن بپرسیم.
.
.

لطفا خودتان را معرفی کنید و از تاسیس کافه اخرا بگویید، اصلا چطور شد به سراغ کافه‌داری رفتید؟
من آویده امیری‌نیا هستم، به همراه همسرم صفا صالحی یکسال بعد از ازدوجمان تصمیم گرفتیم تا کار خودمان را داشته باشیم و خب ایشان از نظر ایده خیلی جلوتر از من بودند، ایده‌ای که داشتند کمی روشن‌تر از من بود و همیشه دوست داشتند یک ماجرای خوراکی برای خودمان داشته باشیم کارمان هم قبل از استارت کافه خوب بود هر دو در شرکتی کار می‌کردیم که باهم همکار بودیم و اتفاقا پوزیشن خوبی هم داشتیم. در مرحله‌ای تصمیم گرفتیم تا برای خودمان کار کنیم کاری که هم از نظر روحی ارضامان بکند و هم کار خودمان باشد. به خیلی چیزهای مختلف فکر می‌کردیم و کمترین چیزی که به آن فکر می‌کردیم قسمت تجاری ماجرا بود. تا بالاخره تصمیم بر راه اندازی کافه گرفتیم، و آمدیم سراغ منطقه‌ی یوسف‌آباد. آن زمان منزل ما انتهای زعفرانیه بود و خیلی طول می‌کشید تا به اینجا برسیم. یوسف‌آباد چیزی که هر دو روی آن نظر مشترک داشتیم، چرا که اصالت خاص خودش را دارد و محیط آن خانوادگی است و هنوز خیلی از فرهنگ خانوادگی خارج نشده است و خب انتخابمان در این لوکیشن بر همین اساس بود.
.

آویده امیری نیا

.

چرا اخرا؟ اخرا یعنی چه؟
اخرا رنگ است، انتخابمان هم بر اساس این بود که شاید حدود 4 یا 5 صفحه برگه اسم نوشته بودیم تا آخر سر اخرا را انتخاب کردیم. می‌خواستیم در همه زبانها مفهوم داشته باشد نه اینکه در یک زبان مفهومی داشته باشد و در زبان دیگر نامفهوم باشد و یا تلفظش خوب نباشد و هم اینکه مفهوم خارق‌العاده‌ای هم نداشته باشد، ساده و روان باشد و همین طور شد که بچه‌مان اخرا شکل گرفت.
.

شما کار اخرا را شروع کردید، اینکه در ابتدای زندگی مشترک، کار کافه‌داری هم شروع شد، این چقدر سخت بود؟ چقدر خوب بود؟
سخت بود! به خاطر اینکه تجربه زیادی نداشتیم، خیلی ابهامات در جلوی رویمان بود سعی کردیم پشت هم باشیم. سعی می‌کردیم مشکلاتمان را بزرگنمایی نکنیم، خصوصا اوایل که هنوز جوازمان قطعی نشده بود، مشکلات زیادی داشتیم. آن چیزی که در ذهنمان بود با چیزی که شکل گرفت و الان روبروی شماست خیلی متفاوت است. به خاطر اینکه همه چیز در دست ما نبود، خیلی چیزها وابسته به کارهای دیگران بود، یعنی باید ماجرایی جلو می‌رفت تا می‌توانستیم کار را ادامه بدهیم یا مثلا خواسته‌ی مشتری و مخاطبمان با آن ایده‌های کلاسیکی که فکر می‌کردیم خیلی متفاوت بود. این منطقه پذیرشش خیلی جالب بود، به عنوان مثال در سال اول یا دوم کیک تیرامیسو درست می‌کردیم اما طرفدار نداشت و خراب می‌شد ولی از مقوله برنامه‌های ماهواره همه تیرامیسو را شناختند و حالا تا بعد از ظهر معمولا تمام می‌شود. این تفاوت است دیگر!
.

به جز دوستان و مشتریان معمول، با توجه به خانوادگی بودن مالکیت کافه اخرا، اخرا پذیرای خانواده‌های خودتان هم هست؟
صد در صد، مادر دوست و همکارم شیرین معمولا به ما سر می زنند، پدرم فوت شده‌اند و مادر و خواهرهایم هم ایران نیستند ولی وقتی می‌آیند اینجا به ما سر می‌زنند، خانواده صفا معمولا بیشتر به ما سر می‌زنند، ولی خب دوستان و خانواده‌های دیگر ماهی و یا دو ماهی یکبار.
.
شیرین: اصولا چون ما به خاطر کار خیلی وقت آزادی نداریم خانواده و دوستان بیشتر برای اینکه ما را ببینند به کافه می‌آیند.

.

مصاحبه با موسس کافه اخرا

.
.

کافه اخرا تقریبا در یک خیابان فرعی واقع شده، که تقریباخیلی شلوغ نیست مخصوصا هفت هشت سال پیش احتمالا خیلی خلوت‌تر بوده، روی اینکه اینجا کار را شروع کردید ابهامی نبود که مثلا مشتری نداشته باشید؟
ببینید چیزی که می‌خواستیم، دوست داشتیم از آن حرکت مرسوم کافی‌شاپی کمی به دور باشیم می‌خواستیم ماجرایی باشد که فرهنگ‌سازی کنیم که کافه می‌تواند در یک محل مسکونی و خیلی آرام باشد، شلوغ نباشد و آدمها بیایند و افراد مسن و جوان در یک فضای امن و کلاسیک روبروی هم بنشینند.
.

حالا اخرای هفت و نیم ساله چه وضعیتی دارد؟ چقدر مشتری جدید دارید؟ چقدر مشتری‌های قدیمی‌تر را حفظ کرده‌اید؟
مشتری‌های قدیمی، مثلا همین دو آقایی که در میز روبرو نشسته‌اند جزء اولین دوستانی بودند که در این سالها همراه ما بودند ، خیلی از مشتری‌ها هستند که مقیم ایران نیستند و در رفت و آمد هستند. خیلی از دوستان هم لطف دارند، خیلی از دوستان هستند که از قدیم به ما سر می‌زنند و خب مشتری‌های جدید هم داریم. اما نکته‌ی جالب این است که هر اتفاقی روی کار ما در کافه تاثیر گذار است، مثلا مقوله ای مانند زوج و فرد ماشین‌ها کاملا موثر بود و یا هر اتفاق سیاسی. همه اینها روی مشتریان ما به طور محسوس تاثیر می‌گذارد.
.
خیلی از افراد و علاقمندان اخرا عنوان می‌کنند به خاطر نوع و فضای کافه اینجا را دوست دارند، نوع دکور کافه، فضا و این پرده‌ها افراد را به یاد خانه‌شان می‌اندازد چقدر روی طرح و ایده فکر کردید؟
شاید بزرگترین هدفمان این بود تا اینجا همان حس و حال خانه‌شان را داشته باشد، بدانند یک خانه‌ای دارند خارج از خانه‌شان که شاید مهمانان دیگر هم هستند، از حدود هفت- هشت سال پیش فضا همین فضا بود، شاید یک چیزهایی به مرور اضافه و یا به خاطر فرسودگی کنار گذاشته شد اما همین فضا از روی اول بوده، همیشه استایل همین طور بوده است.
.
در آینده چه برنامه خاص و ویژه‌ای برای کافه اخرا دارید؟ قرار کار خاصی انجام بدهید؟
خیلی نظرمان این است که حرکت جدید داشته باشیم خوراکی جدید، چیزی که وجود دارد این است که به هر حال کافه زیاد شده، حدود هفت سال پیش در همین منطقه یوسف‌آباد ما بودیم و کافه دیگری که در حال بسته شدن بودن بود اما حالا همین دور و بر حدود شش هفت کافه‌ وجود دارد. این نشان می‌دهد مردم حسشان نسبت به کافه‌ها تغییر کرده و آنرا پذیرفته‌اند. اما اشکالی که هست از روی هم کپی‌برداری می‌کنند، اما در کل این روزها طراحی‌ها خوب شده، شما هر حرکت خوبی را کپی برداری کنید خوب است. در آن زمان قهوه واقعا کم بود اما حالا برندهای مختلف قهوه عرضه می‌شود. در کل باید رقابت طوری باشد که حرف جدید داشته باشید، ما گاهی باهم جلسه می‌گذاریم تا محصول نو، نوشیدنی جدید و حرف تازه‌ای در ماه و حتی در هفته داشته باشیم،
.
چرا اخرا این روزها در شبکه‌های اجتماعی کمرنگ شده است؟
(آویده با خنده می‌گوید تقصیر من است!) این به خاطر این است که شاید من با فیس‌بوک کمی قهر کردم و ناخدا آگاه تمایل ندارم. هر روز ایشان (شیرین) می‌گوید روی فیس‌بوک چه می‌نویسی؟ و من می‌گویم این هفته فکر می‌کنم اما نمی‌دانم چرا، چون من خوب می‌نویسم اما نمی‌دانم چرا نمی‌شود. اما به زودی حتما دوباره شروع خواهم کرد.
.

یک نوشیدنی خوب باید چه فاکتوری باید داشته باشد؟ اصولا چه نوشیدنی فکر می‌کنید نوشیدنی خوبی است؟
چیزهای مختلفی است اما خب باید در نظر داشت در درجه اول سلیقه آدمها با هم بسیار متفاوت است. نوشیدنی خوب ماده تشکیل دهنده‌اش و اینکه چه کسی دارد آنرا درست می‌کند خیلی مهم است، اینکه بداند دارد چه کار می‌کند، مثلا قهوه نسوزد و همه چیز سر جای خودش باشد تا بتواند یک نوشیدنی معقول سرو شود.
.

اگر در کافه اخرا کسی از شما یک پیشنهاد خاص بخواهد شما چه نوشیدنی را به او پیشنهاد می‌کنید؟
من معمولا به بچه‌های کافه می‌گویم به کسی پیشنهاد ندهید! چون پیش می‌آید که هر کسی سلیقه خاص خودش را دارد. ما هم منویی داریم که جزئیات را هم نوشته‌ایم حتی اندازه فنجان، ماگ و لیوان را توضیح داده‌ایم. خیلی برای انتخاب ادمها فضا داده‌ایم. همیشه هدفم این بوده که پیشنهاد ندهم و راهنمایی بکنم. پیشنهاد چون سلیقه است. به عنوان نمونه من معمولا شکر، خامه نمی‌خورم، من بستنی خور نیستم هیچ وقت نمی‌توانم پیشنهاد کنم کدام بستنی بهتر است؟ برای همین معمولا به مشتریان می‌گویم شما مطالعه کنید اگر راهنمایی خواستید من در خدمتتان هستم. نمی‌توانم بگویم کدام خوب است اما مثلا اگر ایشان (به شیرین اشاره می‌کند) بخواهند سفارش بگویند یک نوشیدنی ترکیبی با بستنی و خامه را پیشنهاد می‌کنند!
.

خیلی از افراد مخصوصا در این روزها دوست دارند کافه داشته باشند و عمدتا از سختی کار کافه خبر ندارند. شما چه چالشهایی را در مقابل این افراد می‌بینید؟
خب ببینید حس می‌کنم این افراد این روزها خیلی از روی احساس تصمیم می‌گیرند فکر می‌کنند کافه فانتزی و کار قشنگی است که با افراد و جوان‌ها سرکار دارید، فضای شادی است و خب اینها کمی خوشایند است. ما پیشنهاد اولیه‌مان این است که شما زمانی را بگذارید در فضای کافه، حتی بدون اینکه چشم‌داشت مادی داشته باشید کار کنید. با این فضا از نزدیک آشنا شوید و بعد بر اساس خواسته‌تان برنامه‌ریزی کنید. ولی از دور نگاه کردن و برنامه ریزی کردن قطعا به شکست خواهد خورد.
.

شما چه در داخل و چه در خارج الگو و معیاری خاصی را برای خلاقیت و نوآوری پیگیری می‌کردید؟
ما خیلی جستجو می‌کردیم شاید تمام کتابها و مجلات تخصصی طراحی کافه‌ها را نگاه می‌کردیم، واقعا می‌توانم بگویم چهل پنجاه کتاب هزار صفحه‌ای را مطالعه می‌کردیم. اما باز هم بر اساس خواسته سنتی کشور خودمان اینجا را ایجاد کردیم طوری که خیلی مدرن نباشد، خیلی سنتی نباشد و کمی حال و هوای کلاسیک و خانگی را داشته باشد.
.
آیا فرصت می‌کنید کافه‌های شهر را بگردید را کافه گردی کنید؟ اصلا خودتان آخرین بار کی کافه رفتید؟
من کمتر اما شیرین خیلی بهتر فعالیت می‌کند، چون بعد از ظهرها اصولا اینجا هستم اما ایشان وقت می‌گذارند.
.

در آخر اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.
امیدوارم همه موفق باشد.
.
ممنون از وقتی گذاشتید.
من هم متشکرم.
.

مصاحبه اختصاصی از ویکی‌درینک | کافه‌ها به روایت تصویر

نظرات کاربران

یک پاسخ به “مصاحبه با خانم آویده امیری نیا”

  1. علی امیری نیا گفت:

    لطفاآدرس کافه را برای من ارسال نمائید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشنهاد می کنیم، این مطالب را هم مشاهده کنید.